اضطراب و برانگيختگي در ورزش :

اضطراب و برانگيختگي در ورزش :

اصطلاحهاي اضطراب و برانگيختگي ، توسط نويسندگان ، هم در رسانه ها و هم در نوشتار علمي به جاي يكديگر به كار برده شده اند . براي مثال ايزوآهولا و هتفيلداصطلاح اضطراب را در همان متني به كار برده بودند كه برد و كريپ اصطلاح برانگيختگي را به كار برده بودند . اما در سالهاي اخير ، نويسندگان و پژوهشگران در روانشناسي ورزش ، متوجه شده اند كه اضطراب و برانگيختگي مترادف نيستند . آنها را به گونه اي متفاوت اندازه مي گيرند ، و در واقع ، فنون متفاوتي را بايد براي تعديل آنها به كار برد .

برانگيختگي از لحاظ سنتي به عنوان فرايندي فيزيولوژيكي تعبير و اندازه گيري شده است كه دامنه آن از حالت خواب تا هيجان بالا گسترده است .

برانگيختگي حتي در نوشتار اخير ، اغلب توسط تغيير در ميزان ضربان قلب و تنفس ، ميزان عرق كردن ، و اندازه گيريهاي فيزيولوژيكي ديگر ، تعيين مي شود . اما اكسندين  و انشل جنبه هاي عاطفي برانگيختگي ، از جمله احساسهاي مثبت ، ( مثلاً ، هيجان ، خوشحالي ) و احساسهاي منفي (مثلاً ، ترس ، خجالت ، دست پاچگي ، و افسردگي ) را اندازه گيري كرده اند . اين گونه عواطف ممكن است همبستگي زيادي با پاسخهاي فيزيولوژيكي داشته باشند يا نداشته باشند . اضطراب نيز بر حسب ويژگيهاي بدني و شناختي اندازه گيري شده است . ايزوآهولا و هتيفلد ، ديدگاهي چند بعدي از اضطراب را اختيار مي كنند و مدعي هستند كه اضطراب داراي اساسي فيزيولوژيكي و هم رواني است. تلاشهاي اخير در اندازه گيري اضطراب حالت در ورزش عناصر شناختي و بدني را نيز منظور كرده اند. اضطراب شناختي در بردارنده ي نگرانيهاي منفي درباره ي عملكرد و احساسهاي ناخوشايند ديگر است. در حالي كه اضطراب بدني در بردارنده ي نشانه هاي واكنش هاي خودمختار مانند ناراحتي معده ، عرق كردن ، و افزايش ضربان قلب است . دست كم يك پژوهش ماهيت مستقل اضطراب شناختي و بدني را تأييد مي كند . براي نمونه ، انشل و ديگران مؤثر بودن راهبردهاي مقابله ي آزمودنيها بر عملكرد پرتاب نيزه ، عواطف ، و تنش عضلاني آنها بلافاصله بعد از دريافت بازخورد كلامي انتقادي ، بررسي كردند . در حالي كه راهبردهاي مداخله گر به عملكرد كاملاً بهتر و احساسهاي ناخوشايند (يعني اضطراب شناختي ) منتهي شدند ، تنش عضلاني ( يعني اضطراب بدني ) كه توسط الكتروميوگرافي (ثبت تغييرهاي الكتريكي توان عضله ) اندازه گيري شد تحت تأثير راهبردها قرار نگرفت.لندرز و باچر اضطراب حالت را به عنوان گسترش بر انگختگي بالا در نظر مي گيرند . به گفته ي اين پژوهشگران ،
«زماني كه سطوح برانگيختگي بي نهايت بالا رود ، شخص واكنش هاي عاطفي نامطبوع تجربه مي كند اين حالت نازسازي را اغلب به عنوان استرس يا اضطراب حالت مي خوانند . بنابراين اضطراب ، اساساً واكنش عاطفي نامطبوع در برابر تحريك ( برانگيختگي) نظام عصبي خودمختار (يعني ، پاسخهاي فيزيولوژيكي خارج از كنترل مانند ضربان قلب ، ميزان تنفس ، و عرق كردن ) است . اخيراً گلدوكرين چنين استدلال كردند كه اضطراب را مي توان اثر عاطفي يا بعد شناختي برانگيختگي به شمار آورد. بنابراين با توجه به نوشتار موجود مي توانيم نتيجه بگيريم كه برانگيختگي اساساً پاسخي فيزيولوژيكي است ، در حالي كه اضطراب به طور عمده فرايندي شناختي است . اما اضطراب و برانگيختگي هر دو در بردارنده ي تظاهرات رواني و فيزيولوژيكي هستند . اضطراب در ورزش ، منعكس كننده ي احساسهاي ورزشكار مبني بر اين است كه ممكن است اشتباهي پيش آيد ، نتيجه ممكن است موفقيت آميز نباشد ، و يا ممكن است عملكرد به شكست بينجامد . شايد ورزشكار ، رقيب را برتر مي بيند يا مي دانيد كه عضوي از تماشاچيان ـ عضوي از خانواده ، داور ، دوست ، هم تيمي ، مربي ـ در حال ارزيابي كيفيت عملكرد اوست . اين برداشت ممكن است تهديدزا باشد ، به ويژه براي افرادي كه داراي اعتماد به نفس نسبتاً پايين ، عزت نفس پايين ، يا در گذشته بدون موفقيت بوده باشند . چنين افرادي را گاهي اوقات « بازيكن تمرين » يا « خفه شده ها » مي نامند . آنها گرايش بر اين دارند كه «خشكشان بزند» و يا هنگام مسابقه در مقايسه با تمرين به ويژه در موقعيت هاي فشار ، ضعيف عمل كنند . آنها به ندرت توان بالقوه ي خود را به فعل در مي آورند . اين به معني آن نيست كه اضطراب هميشه نامطبوع است . اضطراب اغلب در تيمي بي هيجان و بدون آمادگي مطلوب رخ مي دهد كه مساعد موفقيت است اما فراموش مي كند كه رقيبان نيز مي خواهند برنده شوند . سطوح اضطراب را بايد كنترل كرد نه اينكه حذف كرد(مارك اچ انشل ، ترجمه مسدد،1380).

 

 

"مضرات استفاده از  نوشابه‌هاي گازدار-چربیهاوموادقندی(قسمت سوم)"

خواص فیزیکی چربیها

چربی ها در آب حل نمی شوند ولی در حلال هایی مانند اتر ، بنزن و کلروفرم حل می گردند. چگالی چربی ها از آب کمتر است به همین دلیل آنها بر سطح آب باقی می مانند. در چربی های امولسیونه شده ، مولکولهای چربی توسط مواد امولسیون کننده بخوبی از هم پراکنده و جدا می شوند . این مواد از اتصال آنها با یکدیگر و تشکیل و مولکول بزرگتر نیز جلوگیری می کنند . چربی توزیع شده در شیر هموژنیزه یم نمونه از چربی هایی است که بوسیله دستگاههای مکانیکی امولسیونه شده است . چربی زرده تخم مرغ به طور طبیعی یک چربی امولسیونه شده است .

حرارت معمولی پخت غذاها تاثیری بر چربی ندارد ولی درجات حرارتی بالا اسیدهای چرب تجزیه می شود که در نتیجه از گلیسرول ،آکرولئین بدست می آید.

آکرولئین بوی زننده ای دارد که مجاری بویایی و گوارشی را بسیار می آزارد . اکسیداسیون روی چربی ها تاثیر می گذارد و در این میان چربی های طبیعی که شامل اسیدهای چرب غیر اشباع می باشد تاثیر پذیری بیشتری دارد .

بویژه اگر در مقابل کاتالیزورهایی مانند آهن قرار گیرد. اگر آنتی اکسیدانها که پدیده اکسیداسیون را به تاخیر می اندازدکم باشند چربی ها در اثر تولیدپراکسید از اسید چرب که مهم ترین عامل فساد آنهاست "تند" می شوند . چربی ها ممکن است در اثر جذب بو و طعم های گوناگون ، مزه خود را از دست بدهند و ناگوار گردند .

طبقه بندی چربیها

چربی ها را غالبا برحسب اشباع یا غیر اشباع بودن و درجه غیر اشبع اسید چرب موجود در آنها دسته بندی می کنند . البته این عبارات فقط نسبی است . زیرا تری گلیسریدی که کاملا اشباع یا کاملا غیر اشباع باشد بسیار کم یافت می شود . اختصاص دادن ، نام چربی های اشباع برای روغن های حیوانی و چربی های غیر اشباع برای چربی های گیاهی نیز یک طبقه بندی معتبر نیست . اغلب چربی های موجود در غذا 8 تا 10 اسید چرب دارند که بعضی از آنها اشباع شده و برخی اشباع نشده اند .

چربی های تشکیل شده از اسیدهای چرب اشباع نشده ، نقطه ذوب پایینی دارند و در درجه حرارت معمولی ، مایع می باشند . اما اسیدهای چرب اشباع شده نقطه ذوب را بالا می برند و اگر با این اسیدها چربی تهیه شود، در درجه حرارت معمولی جامد است . در اغلب روغن های گیاهی تعداد نسبتا زیادی اسیدچرب اشباع نشده با یک یا چند پیوند دوگانه وجود دارد ولی اکثر چربی های حیوانی اسیدهای چرب اشباع شده زیادی دارند . البته اسیدهای اشباع نشده چربی های ماهی و ماکیان نسبتا بیشتر است  روغن نارگیل نیز چنین است ولی چون بیشتر این اسیدهای چرب ، زنجیره کوتاه دارند ، این روغن به صورت مایع می باشد .

درجه اشباع چربی ها بوسیله ارزش یدی تعیین می شود . یعنی اگر ارزش یدی زیاد باشد، نشان می دهد که چربی اشباع نیست . با استفاده از ارزش یدی بعضی از چربی هاو روغن های معمولی می توان چربی های مختلف را از نظر درجه اشباعی که دارند مقایسه کرد .

روغن های گیاهی از قبیل روغن پنبه دانه ، بادام زمینی ، ذرت ، گلرنگ و دانه سویا،بسیار ارزان تر از چربی های حیوانی است . این روغن ها را می توان با هزینه کم و بازده خوب ، بوسیله عمل هیدروژن دار کردن ، به چربی های ملایمی تبدیل کرد . در عمل هیدروژن دار کردن ، هیدروژن به مولکول چربی داده می شود تا اتم کربن را اشباع کند و پیوند دوگانه از بین برود. با این عمل نه تنها روغن های گیاهی ارزان قیمت با تبدیل شدن به شکل جامد در درجه حرارتمعمولی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند ، بلکه پایدارتر و کیفیت غذایی آنها بهتر می شود . چربی هایی که دارای اسیدهای چرب اشباع می باشند از چربی هایی که اسیدهای چرب غیر اشباع دارند ، کمتر اکسیده و فاسد می شوند ، همچنین مزه شان دیرتر تغییر می کند .

مارگارین و روغن های شورتینگ گیاهی نمونه هایی از روغن های گیاهی هستند که بعضی از پیوندهای ذوگانه آنها با هیدروژن اشباع می شود تا چربی هایی با ویژگی های فیزیکی مناسب تهیه شود . عمل هیدروژن دار کردن را می توان برای بدست اوردن ویژگی های بخصوصی کنترل کرد . این مساله در تبلیغات جاری رقابت میان تولیدکننده ها ، برای اینکه محصولشان بیشتر پسندیده شود به چشم می خورد . در نتیجه عمل هیدروژن دار کردن ، مصرف چربی های گیاهی افزایش یافته و از مصرف چربی حیوانی کاسته شده است .

در آمریکا سالانه حدود 3608/1 میلیون تن چربی هیدروژنه مصرف می شود . چون چربی های حیوانی اشباع شده ممکن است برای سلامتی مضر باشد، دادمداران برای تغذیه نشخوارکنندگان روشی بکار می برند که چربی از شکمبه حیوان یعنی جایی که معمولا در آنجا اشباع می شود به صورت یک گذرگاه فرعی عبور کند . با این روش گوشت گاوی که تولید می شود دارای اسید چرب غیر اشباع بیشتری است .

اسیدهای چرب با زنجیره متوسط ، منعمولا در رژیم های درمانی بکار برده می شود. زیرا آنها ضمن متابولیسم با سرعت بیشتری به دی اکسیدکربن و آب تبدیل می شوند و شتاب تبدیل آنها به چربی ذخیره ، کلسترول خون و دیگر لیپیدها کمتر است .

این اسیدها در تهیه مارگارین ، سس های سالاد و جانشین های شیر به کار می روند .

ارتباط چربی با بیماری قلبی

مسئله ارتباط بین چربی رژیم غذایی و تصلب شرائین، باید در کتابهای مقدماتی بررسی شود ولی چون این موضوع در نشریات به طور گسترده ای مورد بحث قرار گرفته بهتر است خلاصه ای از تفسیرهایی را که در این مورد به عمل آمده بیان کنیم. البته ممکن است مطالعات علمی در مورد این موضوع در مدت زمان نسبتا کوتاهی تغییر جهت دهد.

مسئله ای که توجه را به ارتباط بین عوامل غذایی و بیماری قلبی جلب کرد این بود که اشخاصی که کلسترول خونشان همیشه بالتر از حد طبیعی بود بیشتر ذچار حملات قلبی می شدند.

 کلسترول یک ترکیب چربی دار است و در اکثر غذاهای حیوانی یافت می شود و بدن نیز می توان ان را بسازد.

کلسترول از مهمترین رسوباتی است که در بیماری تصلب شرائین، در داخل عروق خونی بوجود می آید و به تدریج عرق را چنان باریک می کند که اگر یک لخته خونی بوجود آیدف رگها به طور کامل مسدود می گردد. مسئله مورد توجه دیگر این است که وقوع این بیماری در افرادی که درصد بالایی از کالری آنها از چربی اشباع تهیه می شود، بیشتر است.

بررسی هایی که روی موش به عمل آمده  نشان می دهد که محدود کردن کلسترول رژیم غذایی منجر به کاهش خون می گردد. بعد از این بررسی، اقدامات در جهت پائین اوردن کلسترول خون صورت گرفت.

 ولی در انسانها کاهش مصرف کلسترول از طریق محدود کردن غذاهایی که کلسترول دارند، مانند تخم مرغ، گوشت و جگر، نه تنها کلسترول خون را پائین نیاورد بلکه از وقوع بیماری های قلبی نیز نکاست، البته با درک این مطلب که اگر مواد پروتئینی، چربی و کربوهیدرات موجود در غذا، برای بدن بیش از مقدار مورد نیاز انرژی تامین کنند، کبد از مازاد انها بیش از 2 گرم کلسترول سنتز می کند، در حالیکه اگر این مواد در حد نیاز بدن مصرف شوند، فقط 0.5 گرم کلسترول سنتز می گردند.

کلسترول یکی از ترکیبات طبیعی بدن محسوب می شود، زیرا نه تنها مقدار معینی از آن برای سنتز هورمون های جنسی و انتقال اسیدهای چرب ضروری مورد نیاز است، بلکه یکی از ترکیبات اصلی پوست و پوششی فیبرهای عصبی نیز می باشد.

موضوع دیگری که مورد توجه قرار گرفت ماهیت چربی بود، زیرا مشاهده شد افرادی که چربی مایع مصرف می کردند ، کلسترول خونشان پائین تر از کسانی بود که از چربی های جامد حیوانی استفاده می کردند و چون چربی های جامد و مایع بیشتر از اسید های چرب غیر اشباعی که دارند با یکدیگر متفاوتند، بنابراین رژیم های درمانی طوری تنظیم شد که در ان از روغن هایی استفاده شود که مقدار اسیدهای چرب غیر اشباع آنها زیاد باشد.

این نوع رژیم ها که اسیدهای چرب غیر اشباع انها تقریبا نیمی از چربی غذا را تشکیل می داد ، تنها منجر به کاهش کلسترول خون گردید و تغییری در بیماری های قلبی ایجاد نکرد. تحقیقات زیادی نشان داده است که الگوهای مختلف غذایی، در میزان کلسترول خون موثر بوده است. ولی نیاز به کاهش کلسترول غذایی ثابت نشده

پس از کلسترول یکی دیگر از ترکیبات چربی خون که با بیماری تصلب شرائین ارتباط دارد، بررسی شد و نتیجه ای مه به دست امد این بود که تصلب شرائین در اشخاصی بوجود می آید که علاوه بر بالا بودن کلسترول خون، میزان تری گلیسرید خونشان نیز بالا است. در صورتیکه غذا وقدار زیادی چربی داشته باشد، تری گلیسرید در خون ظاهر می شود. همچنین وقتیکه مازاد کربوهیدرات در کبد و مقدار کمی نیز در دیواره روده به چربی تبدیل می گردد، تری گلیسریدها در خون نمایان می شوند.

البته کربوهیدراتهایی که به صورت قند هستند بیش از ترکیبات پیچیده نشاسته ای، تری گلیسرید را سنتز می کند و این حالت هنگامی است که علاوه بر کربوهیدرات مقدار کالری تولید شده در بدن بسیار بالا باشد.

به نظر می رسد که اگر رژیم غذایی با مقدار محدودی کربوهیدرات تنظیم گردد و همچنین به جای چربی های اشباع از چربی های غیر اشباع استفاده شود، به ویژه اگز مقدار کالری نیز محدود گردد و وزن بدن در یک حد مطلوب بماند احتمالا تری گلیسرید و کلسترول خون کاهش می یابد. البته اثر چنین رژیمی کلی نیست.

در حال حاضر با اطلاعاتی که از عوامل غذایی مورد بحث و تعادل بین انها در بروز بیماری تصلب شرائین در دست است، نمی توان قطعا نتیجه گیری کرد و عقیده بر این است که هر تغییر کلی که بر اساس اطلاعات موجود در رژیم غذایی آمریکایی بوجود آید، معقول نیست مگر فقط برای گروهی از افراد که مستعد ابتلا به این بیماری هستند، مانند مردان میان سالی که میزان کلسترول و تری گلیسرید انها بالا است و سابقه این بیماری را در فامیل داشته اند، یا افرادی که شرایط شغلیشان آنها را تحت فشار روحی قرار می دهند.

از طرفی اگر موارد زیر رعایت شود، نه تنها زیانی ندارد، بلکه مفید هم خواهد بود.

1-     مقدار چربی غذا در حدی باشد که به جای 40% ، کمتر از 30% کالری غذا ار ان تولید شود.

2-     مقدار کلسترول موجود در غذا به کمتر از 300 میلی گرم محدود باشد.

3-     چربی های غیر اشباع جانشین مقادیری از چربی های اشباع شده شوند.

4-     مقدار چربی اشباع موجود در غذا به حدی باشد که کمتر از 10 % کل کالری را تولید کند.

در حال حاضر تکنیک هایی وجود دارد که به وسیله انها می توان اشخاصی را نشان داد که با محدودیت های غذایی لیپیدهای خونشان تغییر می یابد.

چربي ها وفشار خون

غذاهائي كه چربي زياد دارد و همچنين عوامل ديگر در طي سالهائي كه از عمرتان مي‌گذرد، موجبات تصلب شرائين را فراهم مي‌كند بالعكس غذاهائي كه چربي‌اش كم است توأم با فشارخون پائين است. روغن اشباع نشده هم در پايين آوردن فشارخون مؤثر است.

چربي اشباع شده كه فشارخون را بالا مي‌برد در زرده‌ي تخم‌مرغ، پنيرهاي چرب، شير و برخي از چربي‌هاي نباتي مانند روغن نارگيل و چربي نباتي تركيب شده با هيدروژن پيدا مي‌شود.

روغن و چربي اشباع شده معمولاً در حرارت اطاق سفت و سخت است.

جايگزين كردن چربي اشباع شده بجاي چربي اشباع نشده مخصوصاً استفاده از روغن زيتون و يا روغن كبد ماهي ممكن است به كاسته شدن فشارخون كمك كند ولي روغن كبد ماهي را نبايد بدون تجويز دكتر خورد.

ضمناً فرآورده‌هاي لبني، چيپس، سوسهاي خامه‌دار مايونز و شيريني هم داراي چربي است كه براي افرادي كه مبتلا به فشارخون مي‌باشد، ضرر دارد.

چربي‌هاي موسوم به Polyunsaturated كمك به كم شدن سطوح كلسترول در خون و كم كردن خطر بالا رفتن فشارخون را مي‌كند اين نوع روغن اكثراً از منابع نباتي مانند تخم گل پنبه، لوبياي سويا، ذرت و تخم گل آفتاب‌گردان بوجود مي‌آيد. كنجد و گردو نيز از لحاظ روغن اشباع نشده غني هستند.

مصرف كلسترول در روز نبايد از 300 ميلي‌گرم تجاوز كند غذاهايي كه از لحاظ كلسترول غني هستند عبارتند از تخم‌مرغ، اغلب پنيرها، دل و جگر، غذاهايي كه به علت داشتن چربي اشباع شده بايد مصرفش كم شود عبارتند از شكلات، كره، گوشت گاو، شيريني، شيري كه چربي‌اش گرفته نشده و روغن نارگيل.

سعي كنيد خامه‌هاي مصنوعي را مصرف نكنيد چنانچه شير را بصورت پودر مصرف مي‌كنيد، پودري كه چربي‌اش كم است مصرف كنيد.

ضمناً از خوردن گوشت اردك تازه بپرهيزيد زيرا گوشت آنها حاوي يك مقدار زياد چربي است.

چنانچه گوشت گاو و گوساله را مصرف مي‌كنيد چربي آنها را كاملاً بگيريد..

موقع پختن غذاهاي حاوي گوشت مرغ و بوقلمون پوستشان را كه حاوي يك مقدار زياد چربي است بكنيد.

مصرف تخم‌مرغ را به هفته‌اي دو تخم‌مرغ محدود كنيد. و آن را بصورت آب‌پز بخوريد نه بصورت نيمرو.

موقع خريدن ماكاروني از خريد ماكاروني‌هائي كه داراي تخم‌مرغ است اجتناب كنيد.

بيسكويت نمكين معروف به Crackers كه حاوي يك مقدار زياد نمك است مصرف نكنيد.

از خوردن Croissants (نان‌هاي هلالي فرانسوي) بپرهيزيد.

بجاي كره از مارگارين استفاده كنيد.

تدريجاً از مقدار روغني كه در آشپزي به مصرف مي‌رسانيد بكاهيد تا سرانجام به حداقل برسد.

از مصرف كره و خامه در موقع پختن سيب‌زميني بپرهيزيد. خوردن سيب‌زميني بخارپز براي شما مفيد است در موقع تهيه غذاهايي كه نياز به خامه دارد، از پنير بدون نمك و ماست كم‌چربي استفاده كنيد.

از مصرف چيپس، سيب‌زميني سرخ كرده و كليه غذاهاي سرخ كرده بپرهيزيد.

چنانچه پنير مي‌خوريد از پنيرهاي كم‌چربي مانند Swiss , mozzarella , Provolone استفاده كنيد و از پنيرهاي بسيار چرب مانند پنير پيتزا بپرهيزيد.

از خوردن سالادهائي كه با مواد ثقيل الهضم زينت داده شده، اجتناب كنيد.

از خوردن شير بسيار چرب و با شيرعسلي بپرهيزيد.

از زياده‌روي در خوردن بستني مخصوصاً بستني خامه‌دار بپرهيزيد.

از اسكالپ‌ها استفاده كنيد اسكالپ يك غذاي دريائي كم‌چربي است كه كلسترولش هم كم است. از مصرف ميگو و خرچنگ اجتناب كنيد.

از كليه غذاهائي كه داراي سوس و gravy و يا a gratin است بپرهيزيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

         "مضرات استفاده از  نوشابه‌هاي گازدار-چربیهاوموادقندی(قسمت دوم)"

نقش چربی ها در رژیم غذایی

منبع انرژی :

 چربی ها به صورت منبع متراکمی از انرژی عمل می کند . هر گرم چربی ، به صورت حیوانی ، گیاهی ، مایع  یا جامد ، 9 کیلوکالری انرژی تولید می کند . این میزان ، 2و 4/1 برابر بیشتر از آن میزان انرژی است که از یک گرم قند یا پروتئین بدست می آید .

حیوانات ، مازاد انرژی خود را به صورت چربی ذخیره می کنند بنابراین مقدار چربی موجود در مواد غذایی حیوانی بوسیله تعادل کالریکی تعیین می شود . تمام غذاهای حیوانی مقداری چربی دارند حتی گوشت مخصوص کباب که نسبتا بی چربی است حدود 28% چربی دارد که این مقدار ، تولیدکننده 70% از انرژی آن است .

برای تهیه غذاهایی که هم چرب مزه باشد و هم کم کالری ، بهتر است از پلیمرهای تری گلیسریدها بنام استرهای پلی گلیسرول استفاده شود زیرا هر گرم آن به جای 9 کیلوکالری ، 6.5 تا 8.5 کیلوکالری انرژی تولید می کند .

هضم و جذب و انتقال چربیها

پیش از اینکه چربی ها بتوانند وارد جریان خون شوند و به بافت ها انتقال یابند باید به مولکولهای بسیار ریزی شکسته شوند تا بتوانند از غشای سلول های پوششی مجاری گوارشی بگذرند .

40 تا 50 درصد چربی ها در اثر هضم به گلیسرول ، اسیدهای چرب و منوگلیسریدهایی تبدیل می شوند که اسیدچرب با زنجیره کوتاه دارند . بقیه نیز به صورت دی گلیسرید جذب می شوند .

هضم چربی ها به مقدار محدودی در معده صورت می گیرد. در معده چربی های امولسیونه شده مانند چربی زرده تخم مرغ به اسیدهای چرب و گلیسرول تجزیه می شود . ولی چربی های گوشت ، روغن سالاد و کره ، دارای مولکولهای بزرگ امولسیون نشده هستند ، در معده هضم نمی شوند . اسیدهای چربی که در این مرحله آزاد می گردند در معده یا روده با اسید چرب تری گلیسریدها مبادله می شوند و ترکیبشان تغییر می یابد . چون آبکافت ها و سنتز چربی همزمان صورت می گیرد، احتمالا اسیدهای چرب که زنجیره طولانی دارند ، بیشتر از اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه در تشکیل مجدد تری گلیسرید ها شرکت می کنند . در روده باریک ، مولکولهای بزرگ تر چربی بوسیله صفرا به اجزای کوچک تری تبدیل می شود . این عمل از کشش سطحی مولک.لهای چربی می کاهد و سطحی را که آنزیم های گوارشی باید در آنجا عمل کنند ، افزایش می دهد . در نتیجه از عمق نفوذ آنزیم ها کاسته می شود . این عمل همچنین از ترکیب مولکولهای چربی جلوگیری می کند .

آنگاه پس از تبدیل مولکولهای چربی به ذرات ریز یکنواخت ، در اثر لیپاز پانکراس و لیپاز روده ای تجزیه می گردند . بدین ترتیب که با افزودن آب و عمل آنزیم های آبکافت کننده گلیسرول و اسیدهای چرب از یکدیگر جدا می شوند .

براای آزاد شدن یک مولکول اسید چرب از گلیسرول، یک مولکول آب اضافه می شود . آبکافت چربی ها از تری گلیسرید به دی گلیسرید و مونوگلیسرید که اسید چرب به قسمت وسط آن متصل است ، تا تجزیه کامل آن به اسیدچرب و گلیسرول ادامه خواهد داشت . در تمام مراحل هضم ، چربی ها به صورت ترکیب پیچیده ای هستند متشکل از تری گلیسرید ، دی گلیسرید و اسید چرب که 90% آنها قبل از عمل جذب ، به منو گلیسرید محلول تر ، گلیسرول و اسید چرب تبدیل می شوند .

قابلیت هضم اغلب چربی ها 95 تا 100 در صد است که مقدار هضم آنها بستگی دارد به طول زنجیره اسیدهای چرب ، و تعداد و ترتیب اسیدهای موجود در مولکول . اگر عمل هیدروژن دار کردن تا جایی ادامه یابد که اسید چرب اشباع شده زیادی تولید شود ، از قابلیت هضم چربی کاسته می شود .

جذب و انتقال

مولکول های چربی هضم شده به صورت مولکول هایی جدا شده اسیدهای چرب ، گلیسرول، مونوگلیسرید ، دی گلیسرید و تری گلیسرید،از لوله گوارشی خارج می شوند .

تقریبا 30 % اسیدهای چرب آزاد که کمتر از 12 اتم کربن دارند ، همراه گلیسرول با املاح صفراوی ترکیب می گردند تا بتوانند به سهولت وارد یاخته های روده شوند . از آنجا نیز به ترتیب به سیستم لنفاوی و کبدی انتقال می یابند .

املاح صفراوی در لوله گوارش باقی می مانند تا دوباره برای سهولت جذب چربی ها مورد استفاده قرار گیرد. این مولکول ها همینکه از سلول های مخاطی جدار روده عبور کردند ، بعضی از اسیدهای چرب باقیمانده که بیش از دوازده اتم کربن دارند با مولکول های گلیسرول یا مونوگلیسرید ترکیب می شوند و مونوگلیسرید، دی گلیسرسد و تری گلیسرید را تشکیل دهند .

70درصد از چربی های جذب شده ، مجددا برای تشکیل تری گلیسریدها مصرف می شوند .آنگاه این تری گلیسریدها وارد لاکتئال ها می شوند تا از آنجا به سیستم لنفاوی انتقال یابد .

عوامل موثر در جذب :

افزایش حرکات روده ای از حذب چربی ها می کاهد ، زیرا این حرکات طول مدتی را که چربی ها با شیره های گوارشی و دیواره روده در تماس هستند ،کم می کند . فقدان صفرا جهت امولسیونه شدن چربی ها و عدم وجود آنزیم های آبکافت کننده ، جذب چربی را کاهش می دهند ، در نتیجه ، چربی جذب نشده در مدفوع ظاهر می شود .

این حالت استئاتوره نام دارد . اسیدهای چرب با زنجیره طولانی ، کمتر از اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه و اسیدهای چرب اشباع شده نیز کمتر از اسیدهای غیر اشباع شده ، جذب می شوند .

متابولیسم

لیپیدهایی که از خون آزاد می شوند هنگام عبور از کبد و دیگر بافتها بوسیله لیپازهای یاخته ای به گلیسرول و اسید چرب آبکافت می شوند . آنگاه اسیدهای چرب به سرعت به صورت لیپو پروتئین که یک ترکیب محلول چربی و پروتئین در خون ظاهر می گردند. لیپوپروتئین ها که به انتقال چربی در بدن کمک می کنند ، در صورتی که از 90% چربی و 10% پروتئین تشکیل شده باشند، چگالی پائینی دارند و اگر مرکب از 45% پروتئین و 55% چربی باشند، چگالی آنها بالا است.

پس از اینکه بافتهای بدن چربی را از لیپوپروتئین خون جذب کردند، یکی از این دو مسیر را می پیمایند:

1-     پس از یک رشته واکنش های بیوشیمی پیچیده ، اکسید می شود و آب، انرژی و دی اکسید کربن تولید می کند.

2-     در مخازن چربی هر یاخته و یاخته های مخصوصی به نام یاخته های چربی ذخیره می شود، تا به صورت منبع انرژی مورد استفاده قرار گیرد.

در دوران شیردهی، مقداری چربی در غدد پستان برای تولید شیر مصرف می گردد . مقداری نیز برای سنتز دیگر مواد، بکار برده می شود. عضلات قلب به عنوان منبع انرژی، از اسیدهای چرب استفاده می کنند .

اگر بدن به ذخایر انرژی نیاز داشته باشد ، چربی ذخیره شده ، بوسیله لیپازهای داخلی یاخته به اسیدچرب و گلیسرول آبکافت می شوند . آنگاه اسیدهای چرب یاخته را ترک می کنند و با آلبومین پلاسما ترکیب می شوند تا به همین صورت به یاخته هایی که به انرژی نیاز دارند ، انتقال یابند .

چون این اسیدها دوباره با گلیسرول ترکیب نمی شوند ، آنها را اسیدهای چرب استریفیه نشده یا NEFA می نامند . تقریبا 1% اسید چرب استریفیه نشده با 99% آلبومین ترکیب می شود . بخش گلیسرول تری کلسیرید های ذخیره ، مانند کربوهیدراتها در داخل یاخته چربی ، اکسید می شوند .

                                                                                         ادامه دارد...